على محمدى خراسانى

6

شرح كفاية الأصول (فارسى)

بيانات مرحوم آخوند در مقدّمهء دوّم ، اين مبنا باطل مىشود و معلوم مىشود كه حكم واقعا از آن معنون است و عنوان موضوعيّتى ندارد و جاى سرايت است . قوله : ثالثتها : مقدّمه سوّم دربارهء اينست كه گاهى تعدّد عنوان ، موجب تعدّد معنون مىشود . مثل عناوينى كه متباين و متضاد هستند . از قبيل : انسان و فرس كه دو عنوان است و هركدام معنونى دارد . و زيد و بكر ، و ابيض و اسود . ولى آيا لزوما و به صورت قاعده كلى ، تعدّد عنوان موجب تعدّد معنون مىشود يا خير ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : لزوما چنين نيست و تعدّد وجه و عنوان باعث تعدّد معنون و مسمّى نمىشود و چه‌بسا عناوين فراوانى بر يك معنون و مصداق ، منطبق و صادق باشند و از يك معنون حكايت كنند . اين مطلب با مراجعه به وجدان روشن مىشود . زيرا ملاحظه مىكنيم كه مثلا بر زيد هم عنوان فقيه منطبق است و هم عنوان هاشمى و عادل و . . . در حالى كه زيد كه شخص واحدى بيش نيست . بهترين شاهد بر مدّعاى ماء وجود اقدس بارىتعالى است كه قطعا و به حكم براهين متعدّدى كه در توحيد ذاتى در بخش واحديّت و احديّت اقامه شده است ، او هم واحد است و هم احد ، هم فرد است و هم وتر و بسيط الحقيقه از جميع جهات و واحد به وحدت حقّهء حقيقيّه است و هيچ جهت كثرتى در آن وجود راه ندارد ، نه كثرت درون‌ذاتى كه نشانهء تركيب است و نه كثرت برون‌ذاتى كه نشانهء كثرت و شرك است . و مع الوصف كه يك ذات واحد احد فرد وتر صددرصد بسيط است . جميع اسماء حسنى و صفات عليا ( چه صفات جمال و ثبوتى از قبيل علم و قدرت و اراده و . . . و چه سلبى و جلالى از قبيل : جسم نبودن ، مركّب نبودن و . . . ) براى آن ذات ثابت و برآن ذات صادق است . البته اين عناوين از جهت مفهومى با يكديگر مغايرت دارند ، ولى از حيث مصداقى هيچ مغايرتى ميان آنها وجود ندارد و تمام آنها به يك وجود موجودند و همه عين يكديگر و عين ذات هستند ( توحيد صفاتى ) و به قول شاعر : عباراتنا شتّى و حسنك واحد * و كلّ الى ذاك الجمال يشير وقتى عناوين متعدّد بر ذات واحد بسيط من جميع الجهات صدق كند ، پس بر ذوات